سيد علي اكبر قرشي

882

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

قناة : نيزه ، و آن سه بار در « نهج » آمده است ، دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « انّ الله بعث محمدا صلى الله عليه و آله . . . فساق الناس حتّى . . . بلغّهم منجاتهم فاستقامت قناتهم و اطمأنّت صفاتهم » خ 33 77 صفات ( مثل شراب ) سنگ محكم است ، يعنى آن حضرت مردم را به محل نجاتشان رسانيد ، نيزه و ستون آنها بر پاى ايستاد و زير قدمشان محكم گرديد . اشاره به استقامت امور است . « لا تغمز لهم قناة و لا تقرع لهم صفاد » خ 192 ، نه نيزهءشان در دست نگاه داشته مىشود و نه سنگى از آنها شكسته مى گردد . قهر : غلبه و ذليل كردن ديگرى . در هر دو معنى به كار رفته است مواردى از آن در « نهج » آمده است ، در حكمت 224 ، فرموده : « و بالسيرة العادلة يقهر المناوى و بالحلم عن السفيه تكثر الانصار عليه » با رفتار نيكو مخالف معاند مغلوب مىشود و با بردبارى در رفتار سفيه ، ياران انسان بر عليه او زياد مى شوند . و آنگاه كه ياران معاويه شريعه فرات را گرفتند ، به ياران خود چنين فرمود : « فاقّروا على مذلّة و تأخير محلّة او رووّا السيوف بالدماء ترووا من الماء فالموت فى حياتكم مقهورين و الحياة فى موتكم قاهرين » خ 51 88 ، پس بمانيد در ذلت و پستى مقام ، يا شمشيرها را با خونها سيراب كنيد تا از آب سيراب شويد مرگ حقيقى آن است كه زنده بمانيد در حال ذلّت و زندگى آن است كه بميريد در حال غلبه . « قهّار » از اسماء حسنى است يعنى غالب و غير مغلوب . قهرمان : در لغت آن را وكيل و امين دخل و خرج و آنكه در امور حكم و تصرّف مىكند ، معنى كرده‌اند و آن تنها يك بار در « نهج » ديده مىشود به حضرت مجتبى عليه السلام مى نويسد : « و لا تملكّ المرأة من امرها ما جاوز نقسها فانّ المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة » نامهء 31 405 ، به زن كارى بيش از توان او مسپار كه زن گلى است آسيب پذير نه كار فرما و در هر كارى دلير . قهقهه : خندهء شديد . يا تكرار خنده . و آن فقط يك بار در كلام امام آمده است ، دربارهء طاووس فرموده : « يتصّفح ذنبه و جناحيه فيقهقه ضاحكا لجمال سرباله » خ 165 235 ، دم خود و بالهايش را باز مىكند و براى زيبائى پيراهن خود قهقهه و